ديگه از اشك چشام دارم خجالت ميكشم

 

روي اون همه خطا خط عبادت ميكشم

 

توي چرخ  آسياب  زندگي  افتادم

 

اين همه درد سرو من از حماقت ميكشم

 

هرچي كه راه ميرم به مقصدي نميرسم

 

نگو زحمت برا راه بي نهايت ميكشم

 

هرچي كه درميزدم كسي صدامو نشنيد

 

نگو من در نزدم همش به ديوار ميزدم